تبليغاتX
نوشهري كيجا(دختر نوشهري)

هشت ماهگي عسل خانومي

سلام بر ني ني هاي گل و مامان هاي مهربون

 

من و نازنين فاطمه حرف ها واستون داريم فقط اميدوارم بتونيم همه را بدون فراموشي براتون بگيم :اول از همه يه معذرت خواهي از طرف مامي و بابا جون بابت  تبريك براي اين كه عسل  خانوم ما 8 ماهگيش  تمام شده و چهار روز هم گذشته و مامي و بابا برزو تازه يادشون افتاده كه به خانوم طلاهشت ماهگيش را تبريك بگويند.

خوب به هر حال : نازنينم، گل دخترم، من و بابا  هشت ماهگيت را صميمانه تبريك مي گوييم  اميدوارم كه 120 ساله بشوي  و هميشه سايه خدا و بابا و مامان  بالاي سرت باشد. 

عزيز دلم  در اين مدت هشت ماه + (9 ماه) هر كوتاهي از مامان و بابا ديدي به معصوميت خودت ما را ببخش. ما هميشه محتاج دعاي فرشته مهربون خود هستيم.

حالا از كارهاي ملوسكم براتون بگم:اول اين كه دختر ماهم چهار تا دندون تيز داره  دندون سومي را 4 فروردين در شمال جوانه زد و دندون چهارمي هم در 20 فروردين در منزل خودمون .

غذا هم  كه دخترم عاشق ماهيه بعد فرني- سرلاك - شير خشك - موز -سيب -خيار- كته -زرده تخم مرغ - بيسكويت مادر -آب - ماست- سوپ- آب گوشت بدون نمك و ادويه و ديگه نمي دونم  چي.........

يه چيزه جالب ناز نازي جديدن ياد گرفته  همه را بتر سونه اگه تلويزيون بچه مچه مي بينه مي ترسونه. خونمون هر كي بياد مي تر سونه تازه  بازار كه ميريم فروشنده ها را مي ترسونه بعدن عكسشو مي ذارم.

اگه مي خواد جلب توجه كنه مي دونيد چي كار مي كنه؟ هي پشت سر هم سرفه مي كنه بعد كه ما مي گيم جان جان،  فوري خنده مي كنه.

علاوه بر اين كه با رو رورك خونه را دور مي زنه چهار دست و پا  همه جاي خونه و اتاق خواب و آشپز خونه كه خيلي هم اونجا را دوست داره دور ميزنه.

مبل ها و ميز تلويزيون  و ساير وسايل خونه را با دستش مي گيره بلند مي شه  بعد بر مي گرده و  پشت سر ش  ما را نگاه  مي كنه مي خنده .

يه چيز جالب ديگه  :خونه ما پله داره  (دوبلكسه) يه بار كه من حواسم نبود  يه لحظه پله را نگاه كردم  واي (ماشاالله) مي دونيد چي ديدممممممممم ؟ديدم دخترم  يه پله بالا رفته پله بعدي را داشت بالا  مي رفت كه كمكش كردم تا همه پله ها را بالا رفت صد هزار هزار ماشا الله

يه كم از خودمون بگم :

ما از 20 ارديبهشت  اسباب كشي داريم به يه شهر كوچيك. البته خدا مي دونه چند وقت (سال)اونجا هستيم.  بعد از اون هم امتحاناتم  شروع مي شه  فكر كنم حالا حالا ها نتونم پيشتون بيام  ما محتاج  دعاي  شما فرشته هاي گل و مامان فرشته ها هستيم

 

فعلا چون عکس جدید ندارم ۲ تا عکس از پنج ماهگی نازنین

نازنین و بابا برزو

نازنین و عمو حامد


 

نوشته شده توسط مامان و بابای نازنين فاطمه در سه شنبه 1387/02/03 ساعت 19:54 موضوع | لینک ثابت


اولين بستني خوشمزه ترين بستني

سلام سلام صد تا سلام به دوستهای گلم

اینجا آماده شدم بریم پارک نزدیک خونمون تا من اولین بستنی عمرم را نوش جان کنم 

بستنی بستنی که میگن اینه خوشمزه است  ولی خیلی سرد بود

مزه اش هم واسم آشناستآهان یادم اومد پارسال همین موقع ها بود که بابا برزو مامانی را هرروز بیرون میبرد وبا هم بستنی نوش جان می کردند این کار هر روزشون بود 

 

تاپ سواری چی مزه میده مخصوصا وقتی بابا و ماماني دستامو نگیرند وای..................

نازنین فاطمه عزیزم و بابا برزو

این مامی خانوم من هنوز وقت نکرده خاطره عید  براتون تعریف کنهآخه می دونید چیه طفلی مامانم

هم دانشگاه میره  هم به من میرسه  هم غذا درست میکنه  هم  به خونه زندگی میرسه  یه کار دیگه هم میکنه (در گوشی)همش پشت کامپیوتره    هی بهش میگم مامی عسلم  خسته شدی بفرمایید یه کم استراحت بفرمایید لطفن  مامی جونم هم اول میاد منو  محکم بغل می کنه بعد هم می چلونه و چند تا ماچ جانانه هم  میکنهو به من جوجو ميده پوشكمو عوض مي كنه بعد يه مقدار منو بغل مي كنه بعد يه چاي و بيسگويت و ميوه هم با بابا جونم ميل مي كننددوباره روز از نو و روزي از نو

 


 

نوشته شده توسط مامان و بابای نازنين فاطمه در شنبه 1387/01/24 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت


online
Online Dating