سلام سلام صد تا سلام به دوستهای گلم

اینجا آماده شدم بریم پارک نزدیک خونمون تا من اولین بستنی عمرم را نوش جان کنم 

بستنی بستنی که میگن اینه خوشمزه است  ولی خیلی سرد بود

مزه اش هم واسم آشناستآهان یادم اومد پارسال همین موقع ها بود که بابا برزو مامانی را هرروز بیرون میبرد وبا هم بستنی نوش جان می کردند این کار هر روزشون بود 

 

تاپ سواری چی مزه میده مخصوصا وقتی بابا و ماماني دستامو نگیرند وای..................

نازنین فاطمه عزیزم و بابا برزو

این مامی خانوم من هنوز وقت نکرده خاطره عید  براتون تعریف کنهآخه می دونید چیه طفلی مامانم

هم دانشگاه میره  هم به من میرسه  هم غذا درست میکنه  هم  به خونه زندگی میرسه  یه کار دیگه هم میکنه (در گوشی)همش پشت کامپیوتره    هی بهش میگم مامی عسلم  خسته شدی بفرمایید یه کم استراحت بفرمایید لطفن  مامی جونم هم اول میاد منو  محکم بغل می کنه بعد هم می چلونه و چند تا ماچ جانانه هم  میکنهو به من جوجو ميده پوشكمو عوض مي كنه بعد يه مقدار منو بغل مي كنه بعد يه چاي و بيسگويت و ميوه هم با بابا جونم ميل مي كننددوباره روز از نو و روزي از نو

 


 

نوشته شده توسط مامان و بابای نازنين فاطمه در شنبه 1387/01/24 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت